علم روابط بین‌الملل و تحلیلی از آنارشیسم سیاسی در جهان امروز


چرائی مطالعه ی روابط بین الملل
تلاش برای ارایه ی تئوریهائی که ما را در درک درست از تاریخ تکامل زندگی انسان، کارکرد قدرتهائی که جهان را اداره می کنند و بررسی نهادهای سیاسی و مدنی موجود انسانی بخصوص دولتها که تنها استفاده کننده قانونی از خشونت هستند از عمده ترین وظایف روابط بین الملل است. این تئوریها ابزار فکری ما برای برون رفت از سردرگمیهای فکری و عملی خواهند بود. در عین حال چراغ راه برای سیاستمداران و کنشگران اجتماعی که در صدد برنامه ریزی برای مردم و تغییرات مثبت درجوامع هستند.
 در جهان ما، صدها دولت، هزارها قوم، و دهها هزار فرهنگ مختلف زندگی می کنند. در آخرین تقسیم بندیهای سیاسی و جغرافیائی موجود،  دنیا را به 200 کشور و حوزه ی سیاسی تقسیم کرده اند. دولتها ارگانهای رسمی و حقوقی حاکم بر کشورها هستند.

پیشگیری از جنگ، ایجاد صلح و رفاه عمومی از وظایف مهم دولتهاست. علم روابط بین الملل که یک علم چند شاخه ائی/میان رشته ائی است و عمومن یک دید کلی/هولیستی به مسایل بین الملل دارد و به بررسی تغییر تحولات و دلایل این تغییرات می پردازد. حداقل چهار چشم انداز علمی ویا چهار تئوری کلان سعی می کنند به شناخت، درک، طبقه بندی و تحلیل این پدیده ها دست یابند. پاره ائی از پژوهشگران علم روابط بین الملل در تحلیلهای خود از تئوریهای کلی و عمومی استفاده کنند و دیگران از میدانهای مطالعاتی و کاری کوچک شروع می کنند. بقول قدیمیها صغرا و کبرا می چینند. من در جمع بست و تحلیهای خود از متاتئوری استفاده خواهم کرد و در ضمن نرماتیو نیز عمل خواهم کرد.
برای بررسی این سئوالها یک راه حل منطقی و علمی وجود دارد. بررسی چشم اندازها و تئوریهای علمی در روابط بین الملل، مقایسه ی آنها با همدیگر و گلچین نظریاتی که می تواند شرایط موجود را بهتر توضیح دهند. لذا در سلسله مقالات کوتاه که بطور مرتب در این تارنما ارایه خواهد شد، من اول رویکردها و منظرهای فکری روابط بین الملل را بطور کوتاه معرفی کرده سپس در صورت امکان به انتقادات موجود به آنها پرداخته و در نهایت سعی خواهم کرد با بررسی نمونه های مشخص این بررسی را توضیح میدانی بدهم. ایالات متحده ی آمریکا، روسیه، چین، جمهوری اسلامی و عربستان سعودی چند نمونه ی جالب در این بررسی خواهند بود.
متدولوژی مورد استفاده برای بررسی تئوریهای روابط بین الملل
کالبدشکافی، درک دگردیسی و تغییرات در دنیای انسانی تنها با درک تغییرات در ساختارهای کوچک جوامع و با مطالعه و یا سعی در شناخت پروسه ی تکامل اقتصادی، تکنیکی، سیاسی و فرهنگی در یک کشور و یا منطقه امکان پذیر نیست، بلکه برای درک و آنالیزروابط بین الملل یک بینش هولیستی می بایست زیربنای مطالعات باشد. یعنی مطالعه ی جهان انسانی با تمامی ساختارهای پیجیده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مربوط. ما می توانیم از حضور یک پرادیم بزرگ و مهم در شناخت شناسی علمی یعنی تعریف آنتولوژیک جهان استفاده کنیم.
منظور من از هولیسم در اینجا، روش تحقیق و بررسی است که دردو قرن اخیر ، بویژه در سال های بین دو جنگ جهانی دوم و قدری بعد از آن بمثابه واکنشی بر ضد مکانیسم رایج در بیولوژی/علوم طبیعی مطرح شد و این نوع شناخت شناسی علمی در صدد درک و توضیح رابطه جزء و کل، با تاکید روی درک/شناخت"کل" استوار هست.
•      می توان گفت که هولیسم در دیالکتیک توضیح رابطه ی جزء و کل، برتری و ضرورت درک کلیت مسایل را در الویت قرار می دهد و جزء را در حاشیه، یعنی دیالکتیک جزء و کل را به شکل دیالکتیک واره، حرکت و تکامل جزء را در مقابل هستی تعریف میکند. یکی از مهمترین حوزه های پژوهشی روابط بین الملل بررسی دلایل و چرائی وقوع جنگ بین ملتها، اشکال گوناگون آن و نیز دیپلماسی میانجیگری برای ایجاد صلح در جهان است. سئوال مهم در روابط بین الملل این است که آیا جنگها امری اجتناب ناپذیر هستند؟
سئوالهای مطرح برای این پژوهش:
سئوالهائی که ذهن مرا در رابطه با روابط بین الملل و جوامع انسانی مشغول می کنند فراوان است. بخشی از آنها به هویت و رفتار افراد بر می گردد. چرا که ستونهای اصلی روابط بین الملل از رفتار افراد و بخصوص افراد با نفوذ نشئت می گیرد. ولی از آنجائی که حوزه ی مطالعه این مقاله ها/کتاب روابط بین دولتها، جامعه ی سازمان یافته مدنی جهانی و عملکرد شرکتهای بزرگ فراملیتی خواهد بود و مضمون بررسی و مطالعه ی جهانی شدن اقتصاد، فرهنگ، سیاست جوامع غربی و انسانی از موضوعهای اساسی این پژوهش خواهد بود. من تا آنجائیکه ممکن است از برخورد به سئوالهائی که مربوط به رفتار فرد و یا گروههای کوچک انسانی است پرهیز خواهم کرد. البته اگر نیازی به بررسی افراد دارای کاریزما باشد و یا اینکه ضرورت بررسی گروههای تروریستی مورد توجه باشد بدون تردید در چهار چوب کار پژوهش قرار خواهند گرفت!

- متدهای پژوهشی در روابط بین الملل کدام هستند؟ این روشها آیا فرقی با روشهای تحقیق در سایر علوم دارند؟
الف: چه فرقی بین علوم سیاسی و علم روابط بین الملل هست؟
ب: چه تئوریها و منظرهای فکری به بررسی مسایل سیاسی بین الملل می پردازند. عنوانها؟
1.آیا جنگ بین دولتها/ملتها غیر قابل اجتناب و غیر قابل پیشگیری است؟
2. ساختار سیاسی جهان و روابط بین الملل چگونه است؟ آیا مرکز تصمیم گیری جهانی وجود دارد؟
3. آزادی عمل دولتها در این سیستم و یا روابط بین الملل چقدر است؟
4. در یک کشور و یا جهان آیا وجود امنیت با اهمیت است و یا توسعه و رفاه اجتماعی؟
5. آیا امکان رسیدن به یک صلح پایدار جهانی وجود دارد؟
6. چه شرایطی برای رسیدن به این مهم باید فراهم باشد؟
7. اگر بپذیریم که ساختارهای بین المللی در فرم دادن به سیاستهای جاری کشورها تعیین کننده هستند، می توان خشونت و جنگهای جاری منطقه ائی را بحساب شرایط موجود در جامعه ی بین المللی گذاشت؟
8. نقش افراد گروههای قدرت و یا دولتها در فرم دادن به سیاستهای ملی چیست؟ چه اندازه است؟

    
عنوانها و تیتر حوزه های مطالعه/فهرصت مطالب:
1.    رئالیسم قدرت و نقش دولت در سیاست
2.    الف: رئالیستهای کلاسیک
3.    ب. رئالیستهای ساختارگرا/حمله ائی
4.    ج. رئالیستهای تدافعی
2. لیبرالیسم و تئوری موسسات بین الملل
الف نئولیبرالها
ب. سوسیال لیبرالها
3. مارکسیسم و روابط بین الملل
الف. مارکسیسم کلاسیک
ب. چپهای جدید (ضد سیستم)
4. ناسیونالیسم و ایجاد نظم جدید ی جهانی
الف: اشکال و رشد ناسیونالیسم کلاسیک
ب. موج دوم ناسیونالیسم
ج. موج سوم حرکتهای ناسیونالیستی
د. قومگرائی
4. موج چهارم و حرکتهای ضد سیستم
5. کلنیالیسم پایه ی اساسی رشد نظام سرمایه داری موجود
6. منظرهای فکری آلترناتیو
1. فمنیسم
2. نگرش انترسکشیونالیستی به حوزه های اجتماعی
3. پسا کلنیالها/متفکرین پسا-مدرن روابط بین الملل را چگونه تبیین می کنند
4. جنبش زیست محیطی و سامان سیاسی اقتصادی موجود
5. حقوق شهروندی، حقوق بشر، ناسیونالیسم و منظرهای فکری کلاسیک
6. جهانی شدن و تاثیرات آن روی روابط بین الملل
7. جمع بست