چه رابطه ائی بین رشد اقتصادی، تکنیکی، موسساتی و احترام به حقوق بشر وجود دارد؟

سئوالاتی که در این سلسله مقاله ها برای من و همکاران مطرح هستند از این قرارند:
چرا رفتار/سنتهای دموکراتیک و احترام به حقوق بشر/حقوق زنان در کشورهائی که توسعه ی اقتصادی و تکنیکی در آنها رشد خوبی داشته بیشتر درونی و نهادی شده تا کشورهای توسعه نیافته؟
چه رابطه ایی می توان بین توسعه ی اقتصادی و عوامل اجتماعی منفی چون کسری دموکراسی و فقر اقتصادی، بی عدالتی/ دیکتاتوری و رشد پدیده ائی بنام مردسالاری پیدا کرد؟

مقدمه:
در دنیایی زندگی می کنیم که از عدالت اجتماعی فرسنگها فاصله دارد! تلاشهای نیروهای برابرطلب، آزادیخواهان، افراد و گروههای تحت ستم در پاره ای از کشور ها بخشن به ثمر رسیده و شکاف اقتصادی و فرهنگی در بین شهروندان کاهش داشته ولی برابری اجتماعی و عدالت هنوز یک اتوپی دست نیافتنی بنظر می رسد! قدرت و موسسات قدرت هنوز در دست مردان، کسانی که از ساختار و روشهای مردانه و یا سنتهای اقتدارگرایانه برای حل مشکلات استفاده می کنند. منظور از رفتار مردانه آن رفتاری است که حتی مدیران زن و یا مردانی که به برابری بین جنسها باور دارند در اداره و مدیریت جامعه/خانواده از ساختارهای موجود افقی نهادینه شده - آگاهانه و یا ناخودآگاه – تبعیت می کنند.
نحله های گوناگون فمنیستی در رابطه با این نابرابریهای اجتماعی/ جنسیتی برداشتهای مختلفی داشته و راهکارهای گوناگون برای رسیدن به یک جامعه دموکراتیک و برابر حقوق ارایه می دهند.

طبیعی است که ما نمی توانیم از یک فمنیسم عمومی یا گراند تئوری فمنیستی صحبت کنیم. اگر فمنیسم را بعنوان یک ایدئولوژی چترگونه در نظر بگیریم می توان حداقل چهار نحله و یا چهارچوب آنالیز در رابطه با توضیح اختلاف بین زنان و مردان در بین تفکر فمنیستی پیدا کرد: 1. نظریه ی فمنیستهای رادیکال، 2. فمنیست مارکسیستها، 3. فمنیستهای لیبرال و 4. فمنیسم تئوریک/اینترسوکشیونالیستها.
من برای درک اختلافهای تئوریک و نیز آنالیز این اختلافها مایل هستم به بررسی نقطه نظرات احزاب معتبر چند کشور – اگر چه مختصر –  از آن جمله سوئد، آمریکا و احتمالن فرانسه و یا دانمارک و برنامه های سیاسی آنها در رابطه با کاهش یا حذف شکاف در دستمزد بین جنسها و  فاصله ی اقتصادی در بین زنان و مردان بپردازم. این بررسی نمی تواند مشخصات یک آنالیز علمی را داشته باشد بلکه به یک تحلیل ژورنالیستی انتقادی بیشتر متمایل خواهد بود. در غرب از آن بعنوان پاپولار ساینس نام می برند.
تاریخ:
علیرغم تلاش متفکران انساندوست، سوسیالیستها، لیبرالها، سیاستمدران اتوپیست/ایده آلیست و پیشرو و سایر اقشار اجتماعی که برای رفاه اجتماعی و اقتصادی مردم مبارزه می کنند؛ متاسفانه حتی در پیشرفته ترین و دموکرات ترین کشورهای دنیا برابری اجتماعی و عدالت بین اقشار گوناگون یک کسری بزرگ دموکراتیک و اجتماعی است. بررسی عمیق از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع جهت شناسائی عوامل نابرابری ها ما را به این نتیجه می رساند که متاسفانه نمی توان اراده گرایانه، افقی/الیتیستی عدالت و برابری را بین انسانها و در موسسات اجتماعی جاری ساخت! نیت خوب و یا ایده های انسانی به تنهائی کافی نیستند. برای رفاه اجتماعی و رفع تبعیضات گوناگون ضرورت رسیدن به یک توسعه ی اقتصادی/تکنیکی مشخص و پیشرفته و همچنین وجود موسسات مشخص و بادوام فرهنگی اجتماعی/صنفی و دموکراتیک لازم است.
برای مثال ایجاد شرایط برابر حقوق در کشورهای جهان سوم حتی اگر ساختار یک جامعه ی مشخص بتواند موسسات دموکراتیک و قوانینی که بتواند برابری حقوق بین افراد را در قانون تضمین کند امکان پذیر نیست. مثالهای بسیار بارز و مشخص کشورهای هندوستان، برزیل، ترکیه و کشورهائی که سیستم دموکراتیک دارند در این مورد بسیار گویا هستند. برابری بین شهروندان بطور عموم و جنسیتها بطور مشخص بعنوان یک برنامه ی تقریبن درازمدت روی میز سیستمداران قرار دارد و با واقعیت فرسنگها فاصله! برای اجرای قوانین دموکراتیک و حقوق بشری پیش شرطهای مختلفی لازم است. موسسات کنترل کننده ی سیستم، باور مردم به امر برابری و قوانین قابل اجرا و در نهایت درک و اجرای درست از قوانین می بایست فراهم باشد. آگاهی از شرایط اجتماعی مشخص و نیازها، تقسیم عادلانه ی قدرت، کاهش شکاف طبقاتی از ضرورتهای ایجاد یک جامعه ی نسبتن عادلانه است.
البته اختلافها جزئی در سطح دستمزد زنان و مردان قابل درک است. اختلاف در توانائیهای جسمی/روحی و در علایق اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نیز بهمین ترتیب امری است بدیهی. انسانها وقتی بدنیا می آیند دارای خصوصیات طبیعی/جسمی هستند که خود افراد نمی توانند روی این خصوصیات تاثیر بگذارند برای مثال تفاوت و دگرگونی در سیما، زبان مادرزادی، قد، رنگ، نژاد و جنسیت. اما بخش جدی از تعلقات فرهنگی، توانائی های اجتماعی و جسمی قابل تغییر هستند. منظور این است که هیچ کدام از این خصوصیات طبیعی و یا  تعلقات اجتماعی نباید باعث شکاف، تبعیض  و اختلاف در مقام اجتماعی و یا سطح دستمزدها بین افراد در یک کار مساوی باشد.
من اختلاف طبقاتی را امر طبیعی ارزیابی نمی کنم بلکه یک پدیده ی اجتماعی می دانم که به ساختار، فرهنگ، اندیشه سیاسی و ساختارهای اجتماعی هر کشور بستگی دارد. هر دولتی و جامعه ائی موظف است تمهیدات و قوانین لازم برای توزیع عادلانه و ایجاد رفاه اجتماعی برای همه ی اقشار مردم را فرهم کند. آیا تفاوت در جنسیت و ... می تواند عامل بروز غریزه های وحشیانه شود؟ این موضوع توسط روانشناسی فردی و اجتماعی بررسی می شود. آنچه که مسلم است این است که رلهای اجتماعی می توانند به اختلافات در بین افراد و گروه ها دامن زنند. در این میان تجربه ی دانشگاه استانفورد و بررسیهای مشابه باید مورد توجه و مداقه قرار گیرد.  
تاریخ رشد حقوق بشر نیز همین مورد را نشان می دهد. من در صدد این نیستم که به مطالعات و دستاوردها علمی موجود در رابطه با بررسی دلایل نابرابریهای اجتماعی؛ اقتصادی و فرهنگی بپردازم. هدف این مقاله بررسی شرایط حقوقی و اجتماعی زنان ایران و بحث و بررسی کسریهای موجود در جامعه و در نهایت در صورت ارایه ی پیشنهادهای کنکرت برای برون رفت از شرایط موجود هست. من نمی خواهم بقول معرف چرخ را دوباره کشف کنم و یا مواردی را که فمنیستها و کنشگران برابری خواه حقوق زنان سالهاست انجام می دهند دوباره تکرار کنم. برای بررسی و تحلیل موضوع و احتمالن نتیجه گیری از بررسی پیش رو مایل هستم که به ارایه نمونه هائی از سیاستهای احزاب سوئد و یکی دو کشور غربی چون آمریکا و فرانسه داشته باشم. در این بررسیها مطالبات سیاسی که از طرف سه حزب که در میانه/راست و چپ احزاب سیاسی قرار دارند مورد آنالیز قرار گیرد! در نهایت یک بررسی مقایسه با برنامه های چند حزب/سازمان ایرانی در این مورد نقطه ی پایانی به این بررسی خواهد بود.
احزاب سوئدی انتخاب شده عبارتند از حزب لیبرالها (حزب مردم سابق)، حزب مرکز و حزب چپ (حزب کمونیست سابق). هر سه ی این احزاب خواستهای مشخصی برای از بین بردن شکاف اجتماعی و سیاسی بین زنان و مردان ارایه کرده اند. من به نقطه نظرات این سه حزب به دلیل ارایه ی مطالبات کنکرت علاقمند شدم. سوسیال دموکراتها و حزب محافظه کار یا مدراتهای سوئد فاقد یک برنامه ی مشخص جهت ارتقا دستمزد ماهانه و شرایط اقتصادی زنان سوئد هستند. این احزاب بطور عمومی و کلی در برنامه های خود از رسیدن به برابری بین شهروندان بطور عموم صحبت کرده اند.

شرایط اجتماعی و اقتصادی سوئد
در رابطه با سطح استاندارد زندگی مردم سوئد و اسکاندیناوی باید تاکید کرد این کشورها بطور عموم از سطح رفاه اجتماعی خوبی برخوردار هستند و دستمزد زنان فاصله ی کمی با مردان دارد. حدودن بین 18-15 در صد. در طول 200 سال اخیر جنگی در سوئد صورت نگرفته است و بهمین ترتیب زندان و اعدام افراد سیاسی نیز پدیده ی نادری در طول دو سده ی اخیر بود. بدیگر بیان آئینهای دموکراتیک اجرا می شوند و رعایت حقوق بشر اگر نه بطور مطلق ولی نسبی در دستور روز سیاستمداران قرار دارد. هماهنگی در گذاشتن سطح دستمزد. بین سه نیروی اجتماعی یعنی دولت، سازمانهای کارفرمایان و اتحادیه های صنفی  امر متداولی است. اما نگاهی کوتاه به تاریخ حزب لیبرالها.
حزب لیبرالها – حزب مردم سابق – که اندیشه و عمل آن ریشه در تفکر لیبرالیستی و جریانهای لیبرال غرب دارد در اوایل قرن بیستم میلادی شکل گرفته و یکی از احزاب قابل توجه سوئد است. این حزب در پریودهای مختلف بین 21- 6 در صد از آرای مردم را در زمانهای گوناگون حیات خود با خود بهمراه داشته و روی افکار جامعه و بخصووص روشنفکران، زنان و اکادمیسین ها تاثیر قابل توجهی داشته و دارد. سال تاسیس حزب را 1934 قید می کنند. حزب با سایر احزاب دست راستی در دو دوره حکومت را در دست داشتند و با عنوان آلیانس   در مجلس اکثریت داشته و حکومت کردند. بخش جدی از مطبوعات سوئد توسط لیبرالها اداره می شود و یا صاحبان آنها به این تفکر تعلق دارند.
یک خبر که از مطبوعات منتشر در 21 ماه فوریه 2016 آورده شده می تواند به تفکر شاخه ی جوانان لیبرالها پرتوافشانی کند. اگرچه حزب مادر این پیشنهادها رد کرد ولی در نوع خود شاید بی نظیر و یا کم نظیر باشد.
سال پیش شاخه ی جوانان حزب لیبرال پیشنهاد کرد که غیرقانونی بودن سکس با حیوانات حذف شود. بدیگر بیان سکس با حیوانات قانونی شود. در کنگره امسال شاخه ی جوانان حزب که در ماه فوریه برگذار شد پیشنهادی تصویب شد که به قانونی شدن سکس بین اعضای خانواده (خواهران و برادران) منجر شود. در ضمن اگر کسی وصیت کند، دیگران می توانند بعد از مرگ او با این فرد سکس داشته باشند و این کار قانونی شود. یعنی سکس با مردگان البته - اگر وصیت شود - منعی وجود نداشته باشد. حزب مادر با این پیشنهادها مخالفت کرد و این موضوع را تنها پیشنهاد شاخه جوانان اعلام کرد. این توضیح تنها برای آشنائی بیشتر با جوانان حزب لیبرال بود و منظور کاهش ارزش پیشنهادی لیبرالها در سایر حوزه های اجتماعی نیست. بنظر من پیشنهادی جوانان جسورانه و به لحاظ حقوقی و اخلاقی قابل بررسی هستند و باید به جد گرفته شوند!


در رابطه با افزایش دستمزد حقوق زنان یبرالها می خواهند:
Stäng lönegapet mellan kvinnor och män.
شکاف بین حقوق زنان و مردان از بین برداشته شود!
Skapa fler tjänster med hög lön i kvinnodominerade akademikeryrken som lärare och sjuksköterskor.
شغلهای بیشتری با حقوق بالا در حوزه های کاری که زنان بیشتر در آن شاغل هستند از قبیل پژوهش، پرستاری و آموزش و پرورش ایجاد شود
Öronmärk en tredje månad åt vardera föräldern i föräldraförsäkringen.
یک ماه تعطیلات اجباری سوم برای حظانت فرزندان برای مردان اضافه شود/تعلق گیرد! مردان در حظانت بچه بیشتر دخالت کنند!
Fördubbla jämställdhetsbonusen så att det lönar sig bättre att dela jämställt på föräldraledigheten.
مبلغ پاداش در مقابل مرخصی والدین برای ایجاد حقوق عادلانه؛ در بین پدر و مادر باید دو برابر شود تا اینکه استفاده از تعطیلات والدین بعد از تولد بچه ها عادلانه تقسیم شود!
Inför en samtyckesregel i sexualbrottslagstiftningen.
برای روشن شدن مرز بین تجاوز و یا آمیزش جنسی، ضرورت توافق/موافقت و رضایت برای آمیزش بین طرفین بایست در قوانین مدنی اضافه شود. این امر شامل زن و شوهر نیز می شود!

Öka skyddet för kvinnor som utsätts för våld av sin partner.
حمایت و امنیت برای زنانی از طرف مردان مورد آزار قرار می گیرند باید افزایش یابد!
Mer jämställda pensionerna genom att en större del av pensionsrätterna delas vid skilsmässa.
حقوق بازنشستگی باید عادلانه پرداخت شود بخصوصآن بخش از حق دریافت بازنشستگی که در زمان طلاق پرداخت می شود!
Stora arbetsplatser ska göra lönekartläggningar årligen för att motverka ojämställda löner.
حقوق کارمندان در کارخانه ها و موسسات بزرگ برای ایجاد عدالت بین زنان و مردان و کاهش  شکاف دستمزدها بایست سالانه ارزیابی شود!
Inrätta en ny jämställdhetsmyndighet.
یک ارگان/سازمان جدید برای کنترل و اجرای برابری حقوق بین جنسها باید تاسیس شود!

گروه پژوهش جامعه ی دفاع از حقوق بشر و دموکراسی در ایران - سوئد
--------------------------
i - https://www.youtube.com/watch?v=3XN2X72jrFk
ii  در رابطه با شرایط زندگی اقتصادی و اجتماعی در سوئد به سایت این دولت و یا سایر منابع که به فارسی هم ترجمه شده مراجعه کنید!-
iii  - http://hdr.undp.org/en/countries
iv - Allians

 

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید.