حرف بزن

شعری از هلگا هنشنس
ترجمه:  آراز فنی

حرف بزن!
تو که هنوز لبهایت را داری
سخن بگو
با همسایه ها در ایوان خانه
با مردمی که در خیابان در حال گذرند
در مترو
زمانی که هنوز لبهایت دوخته نشده است

با کسانی که گوش شنیدن دارند حرف بزن
آنها می شنود
روی کاغذ کلمات را نقاشی کن
روی دیوارها و روی پلاکاردها
کلمات را همراه خودت در شهر جاری کن
در بالای سر نگه دار
 تا همه ببینند
اعلامیه پخش کن
در رابطه با آزادی، مبارزه و ارزش والای انسان
اعلامیه پخش کن
در باره ی صلح و همبستگی
بگذار کلمات چون پرستوها پرواز کنند
به سرمینهای دور به وطنت
و بگذار ستاره ها راهنمای شبهای تاریک باشند
حرف را با پرنده هائی که برگ سبز به منقار دارند همراه کن
به خواهران و برادران ما
به همه ی زندانهای جهان بفرست
برای آنهائی که ساکت ننشستند حرف بزن

حرف بزن
تو که هنوز لبهایت با توست
کلمه می تواند خورشید باشد
کلمه می تواند چون رودخانه جاری شود
حرف می تواند درهای قفل شده را بگشاید
و پلهای محکمی برای عبور بسازند
کلمه ها می توانند جباران را از تخت بزیر کشند
اگر بقدر کافی از ماها
خود را به سلاح کلمه مجهز سازند!
حرف بزن، سخن بگو
در مقابل کسانی که حرف زدند ما مدیون هستیم که حرف بزنیم
آنگاه که آنها هنوز زبان داشتند حرف بزنند
حرف بزن، سخن بگو!
2016-12-15
سوئد

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید.