درباره این بخش: آزادی بیان، اندیشه، احزاب و اجتماعات یکی ازدلایل مهم تکامل کشورهای موسوم به لیبرال دموکراسی در جهان امروز است. تحمل و بردباری در مقابل نظریات مخالف، که در روند تکامل خود بایست به احترام به عقاید دگراندیشان فرا روید؛ زیربنای دموکراسی های امروز را بنا نهاده اند. بی تردید این نوع نگرش بایست در قوانین اساسی و مدنی متبلور شده و در عمل نیز پیاده شود. ما بر این باور نیستیم که آزادی اندیشه و اجتماعات به تنهائی می تواند به ایجاد یک جامعه دموکراتیک ، مرفه و امن فراروید اما بی تردید رکن اساسی تکامل جوامع و افراد خواهد بود. ما امیدواریم که بتوانیم به این تعریف وفادار بمانیم و منعکس کننده ی نظریات گوناگونی که خواهان ایجاد یک کشور آزاد، دموکراتیک (به معنی عمیق کلمه) هستند را فراهم کنیم. در این قسمت نظریات فلسفی، سیاسی و فرهنگی که به بررسی مسایل کلان جامعه می پردازند بازتاب داده خواهد شد. طبق روال کار نشریات مستقل هر نویسنده ائی مسئول افکار ارایه شده خود خواهد بود.


 

راههای تکامل نظریه های حقوق بشر در ادبیات و گذر تاریخ (پاره ی چهاردهم)

De mänskliga rättigheternas väg, genom historien och litteraturen

(از تاریخ اگر درسی یاد گرفته باشیم، این است که درسی از تاریخ یاد نگرفته ایم – هگل)

نویسنده: پروفسور پرفسور اووه برینگ

 

Professor Ove Bring

 

 

اقتباس و تالیف: آراز م. فنی

 

با نوشتن 13 مقاله ی کوتاه تاریخ 2000 ساله تکامل اندیشه سیاسی و نظریه های عمده در تحلیل تمدنهای باستانی و قرون وسطی در رابطه با تکامل موسسات اجتماعی، تفکر انسانی، حقوق و شرایط زندگی مردم را توضیح دادم. روایت ما از 600 سال قبل از میلاد تا مقطع رنسانس را در بر گرفته و یک پروسه ی طولانی را در مدت کوتاهی پشت سر گذاشتیم. طبیعتن این نوشته ها تنها به رئوس مطالب پرداخته و در بهترین شرایط تنها می توانستند به معرفی و بررسی حوادث مهم   - آنهم از نظر مولف و من پرداخته باشند. برای یک بررسی و آنالیز کامل از روند تکامل تاریخ حقوق و حقوق بشر حتمن به یک گروه متخصص، بزرگ و سالها پژوهش متمادی نیاز هست. 

 

ادامه مطلب...

راههای تکامل نظریه های حقوق بشر در ادبیات و گذر تاریخ (پاره ی سیزدهم)

De mänskliga rättigheternas väg, genom historien och litteraturen

نویسنده‌: Professor Ove Bring

اقتباس و تالیف: آراز م. فنی

جمع بستی از مقاله ی پیشین:  

در مقاله ی پیشین به بررسی قوانین اسلامی، بردباری پاره ائی از حکومتهای اسلامی در قرن 16-15 میلادی با پیروان سایر مذاهب در مناطق تحت سیطره ی خود، از آن جمله حکومت عثمانیها، بخصوص در دوره سلطان محمد فاتح، دوره ی حکومت اکبر جلال الدین شاه نواده ی ببیر(بابر) شاه، شاه مغول تبار در هندوستان که مذهب و قوانین ابداعی ایشان در رابطه با حذف مالیاتهای مجازاتی به سایر مذاهب و اقلیتها اهمیت داشت پرداختم. 

بردباری در سطح پیشرفته و رفتار نسبتن برابر با همه شهروندان بدون در نظر گرفتن، مذهب و یا سایر تعلقات هویتی، سیاست رسمی اکبر شاه بود. همین سیاستها کم یا بیش در دوره ی حکومت صفویها (دوره ی شاه عباس) و مملوکهای مصری هم پیش برده می شد. دلایل اینکه چرا حکومتهای اسلامی در کشورهای بزرگ نامبرده نسبت به سایر کشورهای مجاور بردبار تر بودند و به لحاظ اقتصادی نیز مرفه، هنوز برای من مشخص نیست. و متاسفانه مطالعاتی که این موارد را بررسی کند نیز ندیده ام (این نه به این دلیل که وجود ندارد) بلکه من امکان دسترسی به آنها را نداشتم.

ادامه مطلب...

راههای تکامل نظریه های حقوق بشر در گذر تاریخ و ادبیات (دوازدهم)

De mänskliga rättigheternas väg, genom historien och litteraturen

Professor Ove Bring :نویسنده

اقتباس و تالیف: آراز م. فنی    مارس ۲۰۱۷


در مقاله ی پیش، به بررسی رشد اسلام، درگیری مسلمانان با مسیحیان در مناطق مختلف آسیای صغیر و اروپا و همچنین اشاره ائی به قوانین و حقوق اسلامی داشتم. مطالبی نیز اگرچه کوتاه در رابطه با جنگهای صلیب نوشتم.

در این بخش مایل هستم به یک موضوع بسیار مهم که محل درگیری روشنفکران، دانشمندان علوم اجتماعی/سیاسی و همچنین سیاستمداران و کنشگران سیاسی بود و هست داشته باشیم. این مبحث بزرگ و تاریخی بحث مدرنیته و اسلام است. به بیان بهتر آیا اسلام می تواند مدرن شود. یعنی از علوم، علوم اجتماعی، موسسات سیاسی و فرهنگی تکامل یافته در کشورهای مدرن استفاده کرده و دموکراسی و حقوق بشر را در مناطق نفوذ خود نهادینه کند؟ تضادی که حدود هزار سال پیش بین مسلمانان و مسیحی ها شروع شد بنظر می رسد که وارد مرحله ی جدیدی شده است! با انتحاب دونال ترامپ در آمریکا، و شاید قبل از آن با به قدرت رسیدن احزاب راست در دانمارک، نروژ، هلند، فرانسه و به قدرت رسیدن احزاب ناسیونالیست افراطق در مجارستان و لهستان از یک طرف و قدرتهای فاندمنتالیست در ترکیه، ایران، پاکستان و نیروهای تروریستی چون القاعده، داعش و اخوان المسلمین شاید بشود گفت که رودرروئی بسیار مشخصتر شده است. به این قدرتها باید عربستان سعودی و شیخ نشینهای اطراف خلیج فارس و از طرف دیگر شیعیان لبنان، رژیم اسد و گروه های راست اسلامی در فلسطین را اضافه کرد.

ادامه مطلب...

راههای تکامل نظریه های حقوق بشر در گذر تاریخ و ادبیات (پاره یازدهم)


De mänskliga rättigheternas väg, genom historien och litteraturen
Professor Ove Bring : نویسنده
اقتباس و تالیف: آراز م. فنی   یازدهم مارس 2017

در مقاله ی پیشین به بررسی تکامل حقوق در امپراطوری رم بعد از مسیحیت و حقوق مدنی و جزائی نشئت گرفته از مسیحیت اگرچه فشرده، پرداختم. مقاله را با توضیح چگونگی تثبیت مسیحیت بعنوان نیروی سیاسی در قسطنطنیه و رم بسط دادم. نوشتم که با قدرت گرفتن مسیحیت بعنوان دین دولتی، باور به همیاری انسانها، همدردی، کمک و رهائی انسان که در آئین مسیحیت وجود داشت، با قدرت گرفتن کلیسا تبدیل به ابزار فشار و تفتیش عقاید کلیسائی روی جوامع گشت. در این شماره به تولد و نضج اسلام بعنوان مذهب جدید که در تضاد با مسیحیت در اروپا و امپراطوری ایران رشد کرد خواهم پرداخت. اما شاید چند خطی در توضیح شرایط اجتماعی در قرون وسطی خالی از مناسبت نخواهد بود!

ادامه مطلب...